04:07

1405/05/24

در آستانه جشنواره چهل و چهارمین دوره فیلم فجر؛ آنچه گذشت

یادداشت بیژن همدرسی در خفته نامه  شماره 519 سمنگان تاریخ 14 بهمن 1404

بیژن همدرسی
جشنواره فیلم فجر در طول 43 دوره گذشته، آیینه‌ای نسبتاً صادق از فراز و فرودهای سینمای ایران بوده است؛ آیینه‌ای که گاهی تصویر را شفاف نشان داده و گاهی آن‌قدر بخار گرفته که بیشتر از خود سینما، وضعیت سیاست‌گذاری فرهنگی کشور را بازتاب داده است. فجر از ابتدا با داعیه «ملی بودن» شکل گرفت، اما هرچه جلوتر آمد، بیش از آنکه جشن سینما باشد، به میدان کشمکش میان سلیقه‌های مدیریتی، فشارهای بیرونی و تلاش فیلمسازان برای بقا تبدیل شد. در دهه‌های ابتدایی، جشنواره محل کشف استعداد و تثبیت جریان‌های مؤلف بود؛ نام‌هایی که امروز ستون‌های سینمای ایران‌اند، از دل همان فجرهای ساده‌تر و کم‌حاشیه‌تر بیرون آمدند. اما با ورود به دهه‌های اخیر، به‌ویژه پس از تغییرات اجتماعی و سیاسی گسترده، جشنواره آرام‌آرام از یک رویداد هنری به یک «رویداد کنترلی» بدل شد؛ جایی که گاهی حذف‌ها و نبودها مهم‌تر از حضورها شدند.
در 43 دوره گذشته، فجر همزمان دو مسیر متناقض را طی کرده است: از یک‌سو تلاش برای حفظ پرستیژ بین‌المللی و از سوی دیگر، محدودتر شدن دایره روایت‌ها. نتیجه این تناقض، سینمایی بوده که اغلب یا به سمت ملودرام‌های خنثی و کم‌خطر رفته یا در صورت جسارت، با سد ممیزی و حذف مواجه شده است. این وضعیت باعث شد بخش مهمی از سینمای اجتماعی، یا به زیرزمین برود یا مهاجرت کند و در مقابل، آثاری پررنگ شوند که بیش از کیفیت، واجد «امکان عبور» بودند. جشنواره فجر در این سال‌ها نه‌تنها نتوانست موتور محرک سینما باشد، بلکه در مقاطعی به ترمز آن تبدیل شد؛ ترمزی که نتیجه‌اش کاهش تنوع ژانری، تکرار مضمونی و فاصله گرفتن مخاطب عمومی از بدنه رسمی سینما بود.
با این حال، نمی‌توان انکار کرد که فجر هنوز تنها ویترین رسمی سینمای ایران است و هر بار، حتی در ضعیف‌ترین دوره‌ها، نشانه‌هایی از استعداد، خلاقیت و مقاومت هنرمندانه در آن دیده می‌شود. فیلم‌هایی که یا به‌رغم محدودیت‌ها حرف خود را زده‌اند یا با زبان استعاره، واقعیت جامعه را روایت کرده‌اند. همین نکته نشان می‌دهد که بحران جشنواره بیش از آنکه ناشی از فقدان فیلمساز باشد، نتیجه سیاست‌گذاری ناپایدار و نگاه امنیتی به هنر است.
اما جشنواره فیلم فجر 44 ام چه خواهد شد؟ با توجه به مسیر طی‌شده، انتظار یک «جهش ناگهانی» چندان واقع‌بینانه نیست. احتمالاً با جشنواره‌ای مواجه خواهیم بود که در ظاهر به دنبال آرامش، نظم و کم‌حاشیه بودن است؛ جشنواره‌ای محافظه‌کار، با آثاری که بیشتر بر روایت‌های خانوادگی، اخلاقی و ملایم تکیه دارند. در عین حال، نشانه‌هایی از بازگشت تدریجی سینمای اجتماعی – البته در قالبی کنترل‌شده‌تر – قابل پیش‌بینی است. فیلم‌هایی که به مسائل اقتصادی، شکاف‌های طبقاتی و بحران هویت می‌پردازند، اما نه به‌صورت رادیکال، بلکه با زبانی نرم‌تر و قابل دفاع‌تر برای ساختار رسمی.
از سوی دیگر، نقش پلتفرم‌ها و سریال‌سازی‌های خانگی بر جشنواره 44 ام سایه خواهد انداخت. بسیاری از فیلمسازان جدی یا جذب این فضا شده‌اند یا دست‌کم، استانداردهای روایی‌شان را با آن تطبیق داده‌اند. این موضوع می‌تواند باعث شود فیلم‌های جشنواره‌ای از نظر ریتم و جذابیت، یک پله جلوتر از سال‌های اخیر باشند، هرچند همچنان در محتوا محافظه‌کار باقی بمانند. بعید نیست فجر 44ام بیش از آنکه «جشن کشف» باشد، جشن «مدیریت بحران» باشد؛ تلاشی برای نشان دادن اینکه سینمای رسمی هنوز زنده است و می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
در نهایت، اگر جشنواره فیلم فجر بخواهد از سایه 43 دوره پرحاشیه خود خارج شود، نیازمند یک تصمیم شجاعانه است: اعتماد دوباره به فیلمساز و پذیرش تنوع روایت. اگر چنین اتفاقی نیفتد، فجر 44ام هم به‌عنوان یک دوره دیگر در تاریخ ثبت خواهد شد؛ دوره‌ای قابل‌قبول، اما نه ماندگار. جشنواره‌ای که بیشتر «گذشت» تا «اتفاق».
(نویسنده و مستند ساز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن