عصمت قدیری اناری
چشمم به ره سپید شد اما نیامدی! قلبم پر از امید شد اما نیامدی!
در حسرت نگاه تو ماندم ولی چه سود! غم بر دلم مرید شد اما نیامدی!
اندوه دوری ات، به چه افسون شود تمام؟ انگورها نبید شد اما نیامدی!
ماه تمام خاطره های جوانی ام جانم هلال عید شد اما نیامدی!
اینجا برای از تو سرودن زمان کم است. امید، ناامید شد، اما نیامدی!
یعقوب وار جان به سر انتظار رفت چشمم به ره سپید شد ، اما نیامدی!