04:38

1405/05/24

جلیل دوستخواه؛ پژوهشگر فرهنگ ایران کهن؛ درگذشت

جلیل دوستخواه، پژوهشگر، نویسنده، ادیب و مترجم اوستا به زبان امروز در ۹۲ سالگی در استرالیا درگذشت.


به گزارش سمنگان خبر، سیاوش دوستخواه خبر درگذشت پدرش در چهارم فرودین را تأیید کرد و نوشت: فاصلهٔ جغرافیایی او با وطن، هرگز باعث نشد پیوند او با ایران کم‌رنگ شود.

فرزند جلیل دوستخواه همچنین تأکید کرد که پدرش، در سال‌های دور از وطن، هیچ‌گاه نمی‌توانست نام ایران را بر زبان بیاورد بی‌آن‌که صدایش نلرزد و چشمانش از اشک پر نشود.

جلیل دوستخواه در ۱۵ شهریور ۱۳۱۲ در اصفهان به دنیا آمد؛ شهری که برای بسیاری از چهره‌های ادبی و فرهنگی ایران نقطهٔ آغاز بوده است.

او آموزش‌های نخستین را در مکتب‌خانه آغاز کرد و سپس با پشتکار و تلاش شخصی، مسیر تحصیل را ادامه داد تا در نهایت وارد دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد؛ جایی که علاقه‌اش به متون کهن ایران به‌صورت جدی شکل گرفت و مسیر زندگی حرفه‌ای او را تعیین کرد.

او از همان سال‌های جوانی به عرصه‌ای روی آورد که در آن زمان تخصصی و محدود به محافل دانشگاهی بود؛ یعنی زبان‌ها و متون ایران باستان. همین انتخاب او و همتی که در این مسیر صرف کرد، باعث شد طی چند دهه به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در اوستاپژوهی معاصر بدل شود.

مهم‌ترین اثر او ترجمه و پژوهش گسترده بر «اوستا» است؛ کتاب مقدس زرتشتیان که از کهن‌ترین متون شناخته‌شدهٔ ایرانی به شمار می‌رود.

اثر دو جلدی «اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متن‌های ایرانی» حاصل سال‌ها کار مداوم اوست. این اثر تنها یک ترجمه نیست بلکه مجموعه‌ای از مقدمه‌های تحلیلی، توضیح‌های تاریخی، واژه‌نامه و نمایه‌های تخصصی هم ارزش آن را دوچندان کرده است.

این اثر به‌ویژه به این دلیل اهمیت دارد که کوشیده است میان دقت علمی و زبان قابل فهم برای مخاطب امروز تعادل برقرار کند. این تلاش جلیل دوستخواه باعث شد اوستا از محدودهٔ پژوهشگران تخصصی فراتر رود و در اختیار طیف گسترده‌تری از فارسی‌زبانان قرار گیرد. به همین دلیل، این کتاب در بسیاری از پژوهش‌های دانشگاهی به‌عنوان منبعی مرجع مورد استفاده قرار گرفته است.

با این حال، کارنامهٔ دوستخواه به اوستا محدود نمی‌شود. او در حوزهٔ شاهنامه‌پژوهی نیز به‌طور جدی کار کرد و با آثاری چون «پژوهش‌هایی در شاهنامه»، «حماسهٔ ایران» و «شناخت‌نامهٔ فردوسی و شاهنامه»، به بررسی ریشه‌های حماسهٔ ایرانی و جایگاه فردوسی در شکل‌گیری هویت فرهنگی ایران پرداخت.

در آثار او، پیوندی روشن میان اوستا، اسطوره و شاهنامه دیده می‌شود که می‌توان در مجموع آن را تلاشی برای فهم ایران به‌عنوان یک تداوم فرهنگی توصیف کرد. در این نگاه، متون دینی، روایت‌های اسطوره‌ای و حماسهٔ ملی اجزای یک کلیت به‌هم‌پیوسته‌اند که حافظهٔ تاریخی و هویت ایرانی را شکل می‌دهند.


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن