عصمت قدیری اناری
خبر تلخ بود ! خبر فقدان مردِ خدا برای ملت خدایی ایران!
مردمی که با وجود هیاهوی رسانه های دروغ پرداز غربی که اندک نفرات خام خارج نشین و درصد خیلی کمی در داخل را نماد مردم ایران نشان می دادند که ته آرزوی شان آزادی با برهنگی و روابط نامشروع جنسی است، پس از ارتکاب جنایت بزرگ آمریکا و اسرائیل و شهادت رهبر و مقتدای شان، همچون بزنگاه های مختلف پیشین و چه بسا ممتد و منسجم تر، زن و مرد، پیر و جوان با حضورشان خواسته ی واقعی ملت متمدن ایران را که همانا داشتن کشوری قوی، مستقل و بدون دخالت بیگانه است، فریاد می زنند.
این مردم لیاقت چنان رهبر و مقتدایی را داشتند. مرشد و مرادی که افراد پلید و زیاده خواه سایه خدایی اش را با شهادت که بهترین مرگ است، از سرشان گرفت، غافل از اینکه آرزو و لیاقتش جز این نبود.
حالا اما پس از آنکه تمام کاسه،کوزه ها سر او شکسته شد، دنیا شاهد تجمعات پی در پی و اعلام خشم و نفرت ملت مسلمان ایران و سایر ملل مسلمان جهان از عاملین و آمرین این جنایت بزرگ است که خواهان انتقامند. اما دو نکته:
نکته یک: اندک مزدوران داخلی و برخی خارج نشینان که خواهان حملات آمریکا و اسرائیل به خاک وطن به منظور تغییر رژیم بودند، حالا تحویل بگیرند! چه کسی لیاقت دارد بر این مردم که سال ها خون دادند اما خاک ندادند، حکومت کند؟! این شما و این مردم داغدیده خشمگین وطن دوست! این شما و این به خاک و خون کشیده شدن حدود 167 دانش آموز دختر 7 تا 12 ساله به عنوان مشت نمونه خروار جنایت های امریکا و اسرائیل!!! در سایه مماشات و رأفت اسلامیِ حکومت، منطقه را با آتش جنگ سوزاندید! بیایید حکومت کنید!
نکته دو: به گفته سعدی بزرگ: از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست، دشمن است شکایت کجا بریم؟! دوستان داخل که با ادعای روشنفکری پس از بارها گزیده شدن از یک سوراخ، باز هم برخی بر طبل تفرقه کوبیدند تا سرانجام، مستکبرانی که دنیا به غارتگری شان اذعان دارد، راه را باز و فضا را مناسب دیدند و با جسارت تمام جان عزیز رهبر ایران اسلامی را البته به خیال خام خودشان گرفتند، اما سخت اشتباهی بود که مرتکب شدند. حضور خودجوش مردم خدایی در میان باران دود و آتش و با زبان روزه حکایت از چیز دیگری دارد. حالا تمام شد! این گوی و این میدان!